چرا ساختمان های عظیم در تهران قد کشیده اند؟

نویسنده : فائزه برمخ شاد | تاریخ انتشار : ۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۶

تهران یکی از آلوده ترین شهرهای دنیا محسوب می شود. معابر تهران حداکثر برای 3 میلیون دستگاه خودرو ظرفیت دارند در صورتی که در حال حاضر 5.3 میلیون دستگاه خودرو در تهران تردد می کنند. همچنین تحقیقات انجام شده توسط شرکت کنترل کیفیت هوا و وزارت بهداشت نیز حاکی است که میزان این آلاینده ها در شهر تهران 8.2 برابر استاندارد جهانی است.

به گزارش وبلاگ ihome.ir به نقل از هفته نامه صدا، «هوا در ابتدای مسیر پیاده روی بام تهران تمیز است و آسمان آبی به چشم می آید اما هر چه ارتفاع از زمین و فاصله توچال از تهران بیشتر می شود؛ آسمان نیز روی دیگری از خود را نشان می دهد و چهره عریان پایتخت را به رخ می کشد. لایه پهن و تیره ای از دود، روی تمام شهر را پوشانده و برج میلاد را در دل خود دفن کرده است.

سفیدی برف های کوه و منظره روبرویش، تضادی غمناک را شکل داده است؛ از ارتفاع کوه همه شهر با بزرگی اش، شیئی کوچک و مدفون در سیاهی است. بعد از لایه سیاه، لایه ای از آسمان سپید قرار گرفته و تنها قله دماوند توانسته سر خود را از میان سیاهی نجات دهد تا در هجمه آلودگی سرفراز مانده باشد. میانه ماه آذر، در حالی که تنها یک هفته از برف و باران شدید تهران می گذرد، شهر دوباره چنین تصویری را از خود به نمایش گذاشته است.»

این تصویر، آسمانی را به نمایش می گذارد که سال هاست در نیمه دوم سال، در پایتخت سیاه می شود. از ارتفاعات توچال در تهران، چهره شهر عریان به چشم می آید و می توان تمام آنچه را که طی 12 سال گذشته سر پایتخت آمده است، با چشم غیر مسلح مشاهده کرد. در میان آسمانی آلوده، برج های زیادی سر به فلک کشیده اند و حتی روی ارتفاعات ساخته شده اند.

برج هایی که راه عبور باد را هم برای مدیریت طبیعی آلودگی هوای تهران سد کرده اند. یک نگاه گذرا از ارتفاعات به تهران، عجیب و غریب بودن این حجم از بلندمرتبه سازی ها را روشن می کند. دختر جوانی که هر هفته برای کوهنوردی به توچال می آید می گوید: «این همه برج! اصلا ترسناک است. به ارتفاعات هم رحم نکرده اند. خیلی طبیعی است که اینجاها نباید برج می ساختند. قطعا بدون این که آدم های خاصی پشت این ساختمان ها باشند، نمی شد اینها را ساخت.»

هر قسمتی از تهران روایت خاص خود را دارد. اگر زمانی شمال و جنوب شهر برای دیدن تضاد طبقاتی مطرح بود، حالا دیگر این فاصله های جغرافیایی نیز حذف شده اند. در غرب تهران بعد از محله اعیان نشین سعادت آباد، منطقه فرحزاد قرار گرفته است. در کنار باغ ها و رستوران ها، دره فرحزاد قرار دارد که به حاشیه ای درست در دل شهر تبدیل شده است. حاشیه ای که کودکان زیادی روزهای کودکی شان را در آن میان موادفروشان می گذرانند و شهرداری نیز به جز طرح های ضربتی جمع آوری، کار دیگری نکرده است.

اگر زمانی در تیترهای مطبوعات با عبارت «زیر پوست شهر» بازی می شد، حالا دیگر چیز پنهانی وجود ندارد. از بالای اتوبان چمران، کپرهایی دیده می شوند که با مواد بازیافتی بنا شده و حلبی آبادی را شکل داده اند.

حسین راغفر، اقتصاددان و استاد دانشگاه دو سال پیش در گفتگو با «صدا» گفته بود: «در رابطه با حاشیه نشینی، دولت و شهرداری ها مسئول هستند. در این آشفته بازاری که شکل گرفته، خیلی ها از جمله شهرداری ها منتفع هستند. این طور نیست که شکل گیری این فضاها به صورت خود به خودی بوده باشد.

اینها تعرض آشکار به زمین های شخصی و عمومی است که متاسفانه به سهولت چشم پوشی می شود. فقط هم حاشیه نیست. در داخل هم هست. زیر پل مدیریت تهران یکی از این فضاهاست. این فضاها به صورت روزمره زیر چشم شهرداری تهران گسترش می یابند. به نظرم این مسائل بیش از هر چیز ناتوانی شهرداری ها و قوه قضاییه را در سامان دهی فضاهای این چنینی نشان می دهد.»

با همه این تفاسیر، این روزها کارزار انتخاباتی شهردار تهران به محل صحبت های عجیب و غریب تبدیل شده است. سردار خلبان اتهام هایی را مطرح و از مدیریت های ناصوابی حرف می زند که خود پیشگام و مقصر در تمام آنها بوده است. او از حاشیه نشینی، اعتیاد و آلودگی هوا علیه دولت یازدهم استفاده می کند، در حالی که چهره شهر تهران و بر هم ریختگی های آن روز به روز عریان تر از قبل می شود.

قالیباف که محصول 12 سال مدیریت او چنین آشفتگی هایی بوده، دل در گروی سازه هایی دارد که در تهران بنا کرده است، اما درباره آنها نیز اسحاق جهانگیری در اولین مناظره تلویزیونی آب پاکی را روی دستش ریخت و گفت: «شما فقط شهردار سازه هستید.»

سردار برای آلودگی هوا چه کرده است؟

 

«سه ساله مشکل ترافیک را حل می کنیم.» 12 مهر سال 90، روزنامه همشهری چنین جمله ای به نقل از قالیباف منتشر کرده بود. حالا 6 سال از آن زمان می گذرد و ترافیک و آلودگی هوا هر روز گسترده تر از قبل می شود تا جایی که حتی صحبت از ساختگی بودن ترافیک تهران نیز به میان آمده است.

تهران یکی از آلوده ترین شهرهای دنیا محسوب می شود. معابر تهران حداکثر برای 3 میلیون دستگاه خودرو ظرفیت دارند در صورتی که در حال حاضر 5.3 میلیون دستگاه خودرو در تهران تردد می کنند. همچنین تحقیقات انجام شده توسط شرکت کنترل کیفیت هوا و وزارت بهداشت نیز حاکی است که میزان این آلاینده ها در شهر تهران 8.2 برابر استاندارد جهانی است. به این ترتیب روزانه 1200 تن آلاینده در هوای تهران پخش می شود و این در حالی است که رشد سالانه انتشار CO2 در کشور برابر 25 درصد است. آلودگی های شهری تا صد کیلومتر را تحت الشعاع قرار می دهند. همچنین سوانح رانندگی را افزایش داده و با کاهش دما این نوع آلودگی ها تشدید می شوند.

در این وضعیت قالیباف به خطوط متروی شهر افتخار می کند که البته طی تمام این سال ها حتی مسئله دستفروشان نیز در این فضا حل نشده و نتیجه برخوردهای شهرداری، خودکشی دستفروش جوان در مترو بوده است. او در مناظرات انتخاباتی، ادعای احداث 300 کیلومتر مترو را مطرح کرده که همین مسئله نیز با واکنش هایی روبرو شده است. روزنامه تماشاگران در این باره نوشته است: «آقای شهردار در طول 12 سال ریاستش بر شهرداری، تنها به میزان 81 کیلومتر خط مترو درست کرده است!

برای رسیدن به این نتیجه فقط کافی است 170 کیلومتر طول خطوط متروی تهران تا امروز را منهای آن 89 کیلومتر ساخته شده پیش از سال 84 کرد تا به عدد 81 رسید؛ و برای متوجه شدن این که دکتر قالیباف هر سال چند کیلومتر به طول مترو افزوده است، باید عدد 81 را به 13 تقسیم کرد تا فهمید شهرداری تهران برخلاف ادعایش مبنی بر ساخت سالانه 30 کیلومتر خط مترو در سال، هر سال کمتر از هفت کیلومتر خط مترو ساخته است.»

این در حالی است که برخی منابع از 4 هزار میلیارد و برخی نیز از 7 هزار میلیارد تومان هزینه برای ساخت پل صدر خبر می دهند. محسن سرخو، رئیس کمیته حمل و نقل شورای شهر تهران می گوید: «قبول داریم که از نظر سازه ای، پل صدر از تکنولوژی بالایی برخوردار است اما باید بررسی شود که به لحاظ ترافیکی چه مزیت هایی برای تهران دارد. شهرداری تهران هنوز مدارک و گزارش دقیقی از صورت وضعیت مالی ساخت این پروژه را به شورای شهر ارائه نکرده است. در ساخت پل طبقاتی صدر نیازمند قطعات نگهدارنده و جرثقیل از خارج از کشور بودیم که تامین مالی عمده این قطعات وارداتی را بابک زنجانی انجام می داد.»

او ادامه می دهد: «شهرداری اعتباری معادل ساخت دو خط مترو را برای اجرای پروژه پل طبقاتی صدر و تونل نیایش هزینه کرده است. با اعتباری که صرف ساخت پل طبقاتی صدر و تونل نیایش شد، می توانستیم 2 خط مترو همانند خطوط 6 و 7 را به طور تقریبی 70 کیلومتر احداث کنیم. همواره این سوال مطرح است که اجرای پروژه پل طبقاتی صدر و تونل نیایش در مقایسه با ساخت خطوط 6 و 7 مترو چه تاثیری در کاهش میزان ترافیک کلانشهر تهران می تواند داشته باشد؟»

 

چرا ساختمان های عظیم در تهران قد کشیده اند؟

 

بلندمرتبه سازی ها یکی از دلایل اصلی آلودگی هوای تهران به حساب می آیند و البته آنها نمادی عظیم الجثه از فساد شهری را نیز یک تنه به تصویر کشیده اند. بر اساس آمار رسمی وزارت راه و شهرسازی، در شهر تهران 745 ساختمان بیش از 12 طبقه وجود دارد که نیمی از آنها در دهه 80 به بعد ساخته شده و هیچ مشخصاتی از 231 ساختمان وجود ندارد. 13 برج بلند تهران قبل از دهه 50 و 24 برج در دهه 50 ساخته شدند. در دهه 60 به خاطر جنگ تحمیلی ساخت ساختمان های بلند در تهران کاهش یافت و در دهه 70 تعداد 225 ساختمان بلند در تهران ساخته شد اما از سال 85 تا 93 تعداد ساختمان های بلندمرتبه افزایشی به اندازه 37 ساختمان داشته است. بلندمرتبه سازی ها چهره غرب تهران را چند سالی است که دگرگون کرده اند.

ایرج حناچی، معاون وزیر راه و شهرسازی می گوید: «هیچ سند بالادستی اجازه چنین ساخت و سازی در منطقه 22 تهران را نداده است و اتفاقی که در منطقه 22 تهران رخ داده است، بزرگ ترین تخلف آقای قالیباف محسوب می شود. به قالیباف گفتیم برای بلندمرتبه سازی مجوز ندهید؛ گفت پول گرفته ایم، نمی توانیم.»

حناچی همچنین از تسویه حساب شهرداری با پیمانکارانش از طریق تراکم خبر داده و در مصاحبه با اعتماد گفته است: «حقیقت این است که تراکم فروشی در سال های اخیر چهره جدیدی به خود گرفته است. الان چند سالی است که شهرداری به پیمانکارانش در قبال بدهی، تراکم می دهد. تراکمی که هولوگرام هم دارد و در ظاهر کاملا هم قانونی است ولی با وجود پافشاری شورای شهر، شهرداری تاکنون هیچ اطلاعاتی در مورد کم و کیف این تراکم ها به کمیسیون شهرسازی شورای شهر نداده است. یعنی این موضوع یکی از خطوط قرمز شهرداری است که حاضر نیست به هیچ قیمتی کسی به آن ورود پیدا کند.»

بلندمرتبه سازی های بی ضابطه نه تنها برای آلودگی هوا، بلکه برای زیست شهری نیز خطری بالقوه محسوب می شود چرا که بسیاری از آنها در معابر باریک ساخته شده اند و در صورت بروز حادثه امکان امدادرسانی به آنها وجود ندارد. با این حال سردار شهرداری حتی تلاش کرده این ساخت و سازهای عجیب و غریب را نیز به گردن دولت بیندازد که البته محمد شکرچی زاده رئیس مرکز تحقیقات راه و مسکن و شهرسازی گفته است: «معاونت معماری و شهرسازی از سال 1386 شهرداری را مکلف کرد تا ضوابط  بلندمرتبه سازی را با تاکید بر ایمنی ارائه کند اما مدیریت شهری این کار را هرگز انجام نداد.»

 

شهرداری از حاشیه های شهر خبر دارد؟

چهره زیبایی دارد. صدایش کلفت است و با بغض و اعتماد به نفس از روزگار غریبش حکایت می کند. او 18 ساله است و 17 سال از زندگی اش را در اعتیاد گذرانده است. سمیه، دو سالی را نیز به صورت کارتن خوابی زندگی کرده و حالا یک سال است که به مدد موسسه ای خیریه، به زندگی برگشته است. او درباره دسترسی اش به مواد مخدر چنین توضیح می دهد: «7 نقطه معروف در تهران وجود دارد؛ مثل دروازه غار، آزادگان و فرحزاد. خیلی راحت در این جاها می توان مواد پیدا کرد. بیشتر از 10، 20 تومان هم نمی شود. قمه و اسلحه و همه چیز دارند. خیلی قدرتمندند. پلیس هم نمی تواند آنها را بگیرد.»

طی تمام 12 سال گذشته شهرداری تهران هرگز نتوانسته است با موادفروشانی که در دل شهر جولان داده اند برخورد کند. حالا بیشتر از 15 هزار کارتن خواب در تهران زندگی می کنند که گازانبری های شهرداری نیز نتوانسته لطفی به حال آنها و کل جامعه داشته باشد. فاطمه دانشور، رئیس کمیسیون اجتماعی شورای شهر می گوید: «وقتی سری به محلات منطقه 12 مانند هرندی بزنید، می بینید ساعت 2 بعد از نیمه شب، یک مادر با سه بچه، یک پدر با سه بچه، در خیابان و بین معتادان هستند. زمانی بود که در شهرداری می گفتند برای جمع آوری معتادان، در سطل های زباله نوزاد پیدا می کنیم و برای شان عجیب بود. حتی این درک را نداشتند که مادر معتاد بچه می آورد و به حال آنها نیز باید فکری کنند.»

او ادامه می دهد: «بر اساس آماری که من از شهرداری گرفته ام، در سال 86 تعداد کارتن خواب های ثبت شده در تهران 2 هزار نفر بود اما این رقم سیر صعودی پیدا کرده و در سال 93 به 15 هزار نفر افزایش یافته است. حدود 2 هزار نفر، زنان هستند و حدود 400 نفر آنها برای درمان توسط شهرداری و نیروی انتظامی جمع آوری شده اند.»

قالیباف در مناظره ها و گفتگوهای تلویزیونی سرش را بالا می گیرد، سینه سپر می کند و از آسیب های اجتماعی حرف می زند. او با اعتماد به نفس، تمام این بحران ها را محصول حضور 4 ساله دولت روحانی می داند و اقدامات شهرداری را ستایش می کند. این در حالی است که در تمام این سال ها به جز طرح های ضربتی جمع آوری برای آسیب های اجتماعی تهران کاری نکرده است. البته در کنار برج های سازه های عظهیم، گرمخانه هایی نیز برای امکان تنها 700 نفر ایجاد کرده است.

سعید معیدفر، جامعه شناس می گوید: «الان تقریبا همه دادشان بالا رفته که اطراف میدان شوش، دروازه غار یا محله هرندی و تمام دره های تهران، زیر پل ها، دور برگردان ها، آزادراه نیایش و هر جا بروید آثار اعتیاد، کارتن خوابی، کودک کار، فحشا و انواع و اقسام فقر دیده می شود. اگر روزی ما کارتن خواب می دیدیم متاثر می شدیم اما الان با این آسیب ها هم زیست شده ایم و آن قدر ما را فرا گرفته اند که به بخشی از زندگی عادی مان تبدیل شده اند. اقدامات امنیتی و ضربتی صرفا مشکل را به تعویق می اندازد و آن را زیر پوستی می کند. از دست مسئولین هم کاری بیشتر از این بر نمی آید. ساده ترین اقدام جمع آوری است و همین کار را بلدند، کار دیگر بلد نیستند.»

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *