دنیای سبک های مدرن: دی کانستراکشن و فولدینگ

نویسنده : فائزه برمخ شاد | تاریخ انتشار : ۳ شهریور ۱۳۹۶

در این مطلب قصد داریم شما را با دو سبک رایج در معماری جهان آشنا کنیم.

به گزارش مجله خبری ihome.ir هر کدام از معماران در دنیای امروز برای طراحی ساختمان ها از سبک و سیاق خاصی پیروی می کنند. این روش طراحی به گونه ای انتخاب می شود که می توان نشانه های آن را در طی زمان در دیگر پروژه های آنها نیز مشاهده کرد. به چارچوب ها و اصول و قوانینی این چنین در معماری سبک می گویند.

ساختارگرایی یا کانستراکتیویسم شیوه‌ای از معماری مدرن است که در اوایل دهه ۳۰ در روسیه شکوفا شد. در این شیوه، بر شکل‌های هندسی و انتزاعی و خطوط رابط و اجزای سازنده تاکید می‌شود. ساختار گراها معتقدند از بررسی نظم پدیده های مشابه و تکراری می توان روابـط پدیده ها را کشف کرد و چون همه اعمال انسان از ضمیر ناخودآگـاه او شـکل می گیرد، ایـن تکرار و نظم در پدیده های انسانی نیز وجود دارد.

در دوره های پس از آن معماری دی کانستراکش یا ساختار شکن اصول و مبانی ساختارگرایی را به چالش کشید. دیکانستراکشن ها معتقدند، هر پدیده، ماهیت مستقل خود را دارد و هیچ دو فرد یا پدیده مشابه و تکراری وجـود ندارد. و هیچ براداشتی بر برداشت دیگر ارجحیت ندارد.

پس از آن سبک فولدینگ در معماری، شاخه ای جدید از دی کانستراکشن را ارائه داد. در فولدینگ به افق گرایی و هم ترازی اهمیت بیشتری داده می شود و از سلسه مراتب و طبقه بندی اجتناب می شود.

همراه با ما با ویژگی های این سبک های معماری دی کانسترکشن و فولدینگ بیشتر آشنا شوید.

معماری دیکانستراکشن

از معماران مشهور این سبک می توان به پیتر آیزنمن، فرانک گهری، زاهاحدیـد، رم کولهاس، برنـارد چومی نام برد.
پیتر آیزنمن می گوید: دیکانستراکشن یعنی ساختن ایده های ساخت ناپذیر!
اصول فکری مکتب دیکانستراکشن در قالب ساختمان هایی که به این سبک ساخته شده اند، کالبد یافت، که شامل موارد زیر می باشد:

تعدد و کثرت در معناها
عدم ارجحیت در تقابل ها و دوگانگی ها

در معماری مدرن و پست مدرن چیزی که وجود داشته تقارن، تناسب، وضـوح، ثبات، مفید بودن و سودمندی بوده است، در این تقابل های دوتایی همیشه یکی بـر دیگری ارجحیت داشته است.

مطابق با اصول دیکانستراکشن، عدم تقارن، عدم وضوح، ایهـام، ابهـام، بی ثبـاتی، فریب، زشتی و عدم سودمندی و این تقابل ها و دوگانگی هـا باید در معماری بـه نمـایش گذاشته شود.

برخلاف مدرنیست ها که آینده را موردنظر داشتند و بر خلاف پست مدرنیست ها که به گذشته توجه می کردنـد، معماران دیکانستراکـشن به شـرایط امـروز فکر می کنند. بـه اعتقـاد آیزنمن «زمان حال» ملاک معماری است بـه عبارت دیگر از نظـر معماران دیکانستراکشن، طرح ساختمان باید منعکس کننده جهان امروزی با گوناگونی اش باشد و به تفسیرهای مختلف از طرح اجازه بروز بدهد.

معماری دیکانستراکشن باید هم پاسخگوی بینش های آینده نگر و هم بینش های گذشته نگر باشد و همـه سلایق را در زمان حال در نظر بگیرد؛ شاید به همین دلیل باشد که سبک دیکانستراکـشن را از زیـر مجموعه های پست مدرنیسم می دانند.

(مکتبی که به آینده و گذشته توأماً توجه دارد و در ضمن کثرت گرایی از اصول پست مدرنیسم نیز محسوب می شود.)
در معماری دیکانستراکشن به جای این که فرم به دنبال کارکرد باشد کارکرد تابع تغییر شـکل می شـود، برخلاف مدرنیست ها که می گویند فرم تابع عملکرد است.

در این سبک، بـه عنـوان مثال هـم احجام متقارن وجود دارند و هم احجام نامتقارن ولی آنچه مهم می باشد، آن است کـه هر دوی ایـن تقابل ها وجود دارند و هر کدام به صورت احجام مستقل با ماهیت جدا به کار رفته اند.

معماری فولدینگ

سبک دیگری از معماری، که زاییده مکتب دی کانستراکشن است، فولدینگ نام دارد. از نظر مقایسه، فلسفه فولدینگ، شباهت بسیار زیادی با فلسفه دیکانستراکشن دارد:

هیچ ارجحیتی در جهان وجود ندارد. (در تقابل ها)

معانی متون متکثراند (از دیدگاه مفسران مختلف)
سلسله مراتب وجود ندارد

به نظر می رسد این ویژگی فلسفه فولدینگ که سلسله مراتـب وجـود ندارد، از دیـدگاه فلـسفه دیکانستراکشن و فولدینگ تقریبا یکسان هستند اما در فولدینگ به افقگرایی و هم ترازی اهمیت بیشتری داده شده اسـت.

معماران پیشگام سبک فولدینگ چون آیزنمن، گهری، زاهاحدید هستند.

فولد یعنی چین، لایه، لایه های هزارتو. در این نوع معماری هر لایه در کنار لایه دیگر است، همه چیز در کنار هم است بدون این که لایه ها در هم فرو روند، ماهیت هر لایه به تنهایی حفظ می شود و همه چیز افقی است، از نظر فولدینگ همه چیز هم سطح یکدیگرند.

به عبارت دیگر در ایـن نـوع معماری با مرکز مداری مخالفت می شود و مرکزمداری جای خودرابه گسترش درجهت طول (و نه ارتفاع) می دهد.

پیتر آیزنمن به عنوان بانی طرح فلسفه فولدینگ در حوزه معماری واژه فرم ضـعیف را مطـرح کـرده است فرمی که قابل انعطاف است و خود را با شرایطی محیطی وفق می دهد همانطور که ژله با شکل ظرف خود تطبیق می یابد، از این رو معماری فولدینگ نوعی معماری ارگانیک نیز محسوب می شود به این معنا که لایه ها در عین این که خصوصیات خود را حفظ می کنند، با توجه به شـرایط موجـود در سایت به حالت نرم و انعطاف پذیر به صورت افقی و بدون هـیچ ارجحیتی در بین عوامل موجـود در سایت قرار می گیرند.

 

ویژگی های معماری فولدینگ

لایه لایه بودن (چند لایگی) با حفظ ماهیت هر لایه و قرارگیری لایه ها در کنار هم

افق گرایی و هم ترازی لایه ها

فرم های قابل انعطاف و قابل تطبیق با شرایط محیطی سایت و معماری ارگانیک

در این نوع معماری متفاوت هایی مانند تقارن، عدم تقارن و… به چشم می خورند اما این تـضادها بـه نسبت دیکانستراکشن منعطف ترند و در هم می آمیزند.

مقایسه معماری دی کانستراکشن و فولدینگ

شباهت های سبک دی کانستراکش و فولدینگ

در بسیاری از جهات دی کانستراکشن و فولدینگ در فلسفه مشابه هـستند، و در واقع فلسفه فولدینگ به وجود آمده از فلسفه دی کانستراکشن است.

هم در معماری فولدینگ و هم معماری دی کانستراکشن، هدف اصلی پاسـخ گویی به تفسیرهای مختلف از طرح است.

در معماری فولدینگ لایه ها ضمن قرارگیری در کنار هم ماهیت خود را حفظ می کنند (درهم فرو نمی روند) همان طور که در معماری دیکانستراکشن احجام، اشکال، سطوح وغیره ماهیت خود را حفظ می کنند.

هر دو سبک فولدینگ و دیکانستراکشن با الگوبرداری از علم روز، فرم هایی بدیع را به وجود می آورند.

تفاوت های سبک دی کانستراکشن و فولدینگ

در معماری دیکانستراکشن تضادها در معماری بـه صـورت مجـزا شـکل می یابند، اما در معماری فولدینگ هرچند این تضادها شکل می یابند، اما این تضادها به صورت انعطاف پذیری در کنار هم و با هم کار می کنند.

درمعماری فولدینگ به نسبت معماری دیکانستراکشن توجه بیشتری به افق گرایی و هم ترازی است.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *